السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
292
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
يعقوب بوى پيراهن يوسف را از فاصلهاى كه ده شب با محل اقامتش فاصله داشت ، استشمام كرد ، چون يعقوب در بيت المقدّس بود و يوسف در مصر ، و آن پيراهنى بود كه براى ابراهيم از بهشت نازل شده بود و او آن را به ميراث به اسحاق بخشيده و اسحاق نيز آن را به يعقوب سپرده بود و يعقوب نيز آن را به يوسف تفويض نموده بود . روايت شده كه يوسف وقتى كه در مصر وفات يافت او را در كف رودخانهء نيل در تابوتى از مرمر دفن كردند و اين بدليل آن بود كه مردم مصر بدليل علاقهاى كه به يوسف داشتند مىخواستند او را در محلّ خود دفن كنند تا از بركت او بهرهمند شوند ، لذا تصميم گرفتند او را در نيل دفن كنند كه آب از گور او گذشته و به همه سرزمين مصر برسد و همگى در بركت او شريك باشند ، پس قبر آن حضرت در نيل بود تا وقتى كه موسى ( ع ) هنگام خروج از مصر تابوت او را با خود حمل كرد . داستان يوسف ( ع ) و يعقوب ( ع ) به پايان رسيد ، اكنون در خاتمه به بحثهايى كه مفسّران در بارهء بخشهايى از زندگى آن حضرت نمودهاند مىپردازيم . ابتدا در بارهء تأويل قول خداى تعالى كه فرمود لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ مفسّرين و علماى اسلام در بارهء آن اختلاف كردهاند و بعضى پيامبر صدّيق الهى را به فاحشهاى نسبت دادهاند كه خودشان نفس خود را از آن منزّه مىشمارند . فخر رازى مىگويد : بدان كه اين آيه از آيات مهمّى است كه توجّه به آن واجب است و در آن مسائلى وجود دارد : مسألهء اوّل : در بارهء اينكه آيا آن حضرت مرتكب گناهى شده يا خير و در اين مسأله دو قول وجود دارد . 1 ) اينكه آن حضرت قصد ارتكاب فاحشه را نمود . واحدى در كتاب ( البسيط ) مىگويد : مفسّران موثّق با رجوع به روايات مىگويند : يوسف هم قصد آن زن را نمود و مىخواست با او در آويزد ، امّا وقتى برهان پروردگارش را ديد ، هر شهوتى از وى زايل شد ! امام باقر ( ع ) با اسناد به امام على ( ع ) مىفرمايد : هم زليخا قصد يوسف را نمود و هم يوسف به او شهوت داشت .